عبد الحي الكتاني ( مترجم : عليرضا ذكاوتى قراگزلو )
92
نظام الحكومة النبوة المسمى التراتيب الادارية ( نظام ادارى مسلمانان در صدر اسلام ) ( فارسي )
بهتر از آن برسم . دحيه آنجا بود كه پيغمبر ( ص ) رحلت نمود . ( 1 ) نيز در همان كتاب آمده كه وقتى حاطب بن ابى بلتعه بر مقوقس پادشاه مصر وارد شد ، گفت : پيش از تو در اينجا فرعون بود كه مىگفت : أَنَا رَبُّكُمُ الْأَعْلى « 1 » و عذاب دنيا و آخرت او را فرو گرفت . پس تو از او عبرت بگير ، نه اينكه ديگران از تو عبرت گيرند . مقوقس گفت : پيغام خود را بگو . حاطب گفت : قريش در مورد پيغمبر ( ص ) ما از همه سختگيرترند ، يهود دشمنتر ، و نصارا نزديكتر ؛ و بشارت موسى به عيسى ، همچون بشارت عيسى به پيغمبر ( ص ) ما بوده است ؛ و ما تو را از دين مسيح كه دارى منع نمىكنيم ، بلكه بدان امر مىكنيم ، اما اطاعت از پيغمبر ( ص ) و اسلام را مىخواهيم . ( 2 ) در همان كتاب است كه علاء بن الحضرمى وقتى نزد منذر بن ساوى در بحرين رفت ، گفت : اى منذر در دنيا بزرگى ، پس مبادا در آخرت كوچك شوى . در اين مجوسيت براى عرب احترامى نيست ، نكاحشان شرمآور است و خوراكشان كراهت برانگيز . سجدهشان در اين جهان بر آتش است و در آن جهان مىسوزاندشان . تو از عقل و رأى بىبهره نيستى . آيا سزاوار است كه راستگوى را تصديق ننمايى و بر امين اطمينان نكنى ؟ در حالى كه به خدا هيچ خردمندى نمىتواند در مورد آنچه اين نبى امّى آورده ، بگويد : كاش به جاى فلان امر نهى مىنمود يا فلان مجازات را كمتر يا بيشتر مىكرد ؛ همگى طبق آرزوى خردمندان ديدهور است . ( 3 ) در همان كتاب آمده است كه عمرو عاص نزد جلندى در عمان رفت و گفت : تو از ما دورى ، از خدا دور نيستى . آنكه تنها آفرينندهء توست و شايسته است كه تنها معبود تو باشد و بدان كه همو تو را مىميراند و همچنانكه نخست آفريده ، بازمىگرداند . اين نبى امّى را ببين كه خير دنيا و آخرت را براى تو آورده ؛ پس آنچه گفته بپذير و از آنچه و عيد مىدهد بترس . ( 4 ) در همان كتاب آمده است كه شجاع بن وهب نزد جبلة بن ايهم ( در شام ) رفت و گفت : قوم تو ، اين نبىّ امّى را از خانهء خود به خانهء خودشان آوردند و پناه دادند و دينى كه اكنون تو دارى ، دين پدرانت نيست ؛ بلكه چون همسايهء روميانى ، مسيحى شدهاى و اگر همسايهء كسرى بودى ، دين ايرانى مىداشتى ؛ و كسانى از همكيشان تو به اين نبى امّى ايمان آوردهاند كه اگر آنها را از تو برتر بشماريم ، خشمگين نمىشوى و اگر تو را از ايشان برتر بشماريم ، خود رضايت نمىدهى . پس اگر مسلمان شوى ، اهل شام نيز از تو پيروى مىنمايند و روميان
--> ( 1 ) . نازعات ، 24 .